گرد و گردو
كبك بس قهقهه سرداد كه سرو
تیرك تارم افلاكی نیست
كه بر یكسوی نه این نه گنبد
پی ایجاد تن خاكی نیست
ابر بارنده به دریا می گفت
گرنبارم تو
كجا درایی ؟
در دلش خنده كنان دریا گفت
ابر بارنده
تو هم از مایی
غوك از آب برون جست و سرود
هستی چرخ پی هستی ماست
ماهی بركه به آرامی خواند
آب كو
آب چه شد ؟ آب كجاست ؟
اسب غرنده تر از رعد جنوب
شیهه اش دشت تهی را پركرد
خر به خرگاه
به صد عشوه و ناز
سر افراخته در آخور كرد