واقعا نمیدونم چی بگم دیشب ساعت ۲ شب اسباب کشی کردیم ۶ ساعت تا خونه تو ماشین بودیم اسبابا الان رسیدن ومن از ظهر لکه بینی دارم یه نفرم نیومده کمک حتی داداش خودم واقعا نمیدونم چی بگم تازه سربارم فرستادن برامون ولی کمک نه ناهارم خودم پختم شامم جدا پختم از دست مامانمم عصبیم واقعا رفتن کرج نامزدی مادر شوهرمم باهاشونه ولی داداش بزرگ شوهرم و خودم اصلا نیومدن کمک اونقدر عصبیم کارد بزنید خونم در نمیاد کارگر گرفتیم اسبابارو اورده بالا حالا چیدمان شوهرمم همش لم داده 