منم نمیدونستم در مورد همچی تحقیق کردم الا این یا مورد
من از سزارین بشدت وحشت دارم یعنی یه جوری که حتی یکی تعریف کنه من دست و پاهام بی رمق میشه و کاملا خیس عرق میشم
بدلیل حاملگی سختی که داشتم هم پزشک زنان هم پزشک قلب میگفتن سزارین کن ولی من نتونستم کنار بیام باهاش اصلا هیچ جوره بچمم بریچ بود و کلا نتونستم باهاش کنار بیام زد و ۳۵ هفته بچه چرخید منم به دکترم گفتم حالا که چرخیده شاید حکمت خدا این بوده طبیعی زایمان کنم و طبیعی زایمان کردم (تاالانم از زایمان طبیعی نمیترسم😅) و در همه چیز تحقیق کردم تجربه دیگران گوش کردم یا خوندم و ... الا این یه مورد
من بعد زایمانمنتونستم ادرار کنم دفع کمی داشتم در حد یه فنجون ( عذر میخوام ) به مامای همراهم گفتم گفت لابد نداشتی منم خب نمیدونستم چی به چی هست (فکر کن ۳ امپول زدن ۳ تا سرم ۲ رانی و اب خوردم ولی اینقد مغزم کار نمیکرد که نمیفهمیدم باید الان حس ترکیدن مثانه داشته باشم ولی من اوکی بودم و هیچ مشکلی نداشتم من زیاد سرم زدم تو بارداری و هر دفعه بلافاصله بعد تموم شدنش ادرار زیادی دفع میکردم ولی اینبار مغزم کار نکرد و مامای همراهم هم بیخیال پیگیری شد
از ظهر من شکم درد بدی داشتم تب کردم و همش به خودم میپیچیدم انقد درد داشتم که درد زایمان برام اسون تر بود همش میگفتم دارم مبمیرم و برام قرص بیارید اما هیچکس پیگیری نکرد تا اینکه شکمم عین کوه بالا اومد و سفت شد جوریکه بابام که هیچوقت در مورد ظاهرمون حرف نمیزد گفت برو شکم بند ببند به شکمت اینجوری نمونه و اصلا نمیتونستم بشینم یا حتی غذا بخورم یا حتی اب بخورم و خونریزیم هم قطع شد ( من ۵ ۶ ساعت بعد از زایمانم راحت ادرار میکردم یعنی هر وقت میرفتم دسشویی ادرار میکردم ولی اصلا هیچ حسی نداشتم ) به خواهرم گفتم گفت شاید بخاطر بیحسی کا زدن هست بعد یک هفته رفتم سونو مثانه ام ۴ و نیم لیتر ادرار داست که نمیتونست دفع کنه ( ادرار بعد زایمانم) تا ۴۰ روز سوند بهموصل بود و ...من یک هفته کامل درد بدی در قسمت شکمم داشتم انقد که اگه کسیبه شکمم دستمیزد جیغم هوا میرفت
ببخش انقد پرحرفی کردم دلم نمیخواد هیچ کس این درد رو بکشه