2777
2789
عنوان

داستان زندگی من ....

| مشاهده متن کامل بحث + 734 بازدید | 51 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب بقیه اش

تو که مهربوتر بودی نبرد

«وقتی بچه هستی، مدام از تو می‌پرسند: «حالا فرض کنیم همه‌ی مردم خودشون رو انداختن توی چاه. تو هم باید این کار رو بکنی؟». وقتی بزرگ می‌شی ماجرا فرق می‌کنه. آدم‌ها بهت می‌گن: آهای. همه دارن می‌پرن تو چاه. تو چرا نمی‌پری؟!

اسی داستانت تداخل داره خواهرت که با مادر بزرگت بزرگ شده رو برده تو رو که با اون بودی باز گذاشته اونجا باید میگفتی منو برد و خواهرمم خونه نادر بررگم قشنگ داستان بگو اوف

قلبم فقط واسه بچهام میتپه💖💕

سال ۹۵ پنج مادرم من رو برد پیش خودش راستش رو بخواید اون مرده که باهاش ازدواج کرده بود خیلی پولدار بود خونه بزرگ و ماشین های باکلاس تمام چیز هایی که بچگی میخواستم الان داشتم به غیر یه چیز بچگی یکم محبت داشتم ولی الان همون یه ذره هم نداشتم 

       I'm ARMY       

و از این به بعد بدبختی من شروع شد 

مادرم همیشه سر مسائل کوچیک کتکم میزد همیشه ازش ترسیدم حتی یادم اولین بار که پریود شدم خودم رفتم نوار بهداشتی گرفتم و مادرمم بعد از چند ماه فهمید رفتار خواهرم بگم شده بود یه دختر خودشیفته و مغرور

       I'm ARMY       

هیچوقت زمستون سال ۹۷ رو فراموش نمیکنم که مادرم من رو به خاطر دعوا با خواهرم از خونه انداخت بیرون و من تو اون شب سرد جایی رو نداشتم برم و دقیقا تو همون شب سرد بهم تجا.وز کردن 

       I'm ARMY       
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز