1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
بچه ها میشه برام دعا کنین 😔خیلی زندگی بدی داشتم خیلی ،بهم خیانت های زیادی کرد از فامیل خودش گرفته تا هرزه های.... رفیق باز بود مشروب خور بود بچه ننه بود قهر میکرد دیگه نمیومد اختیارش خودش نداشت مادرش داشت اخلاق نداشت کلاهبردار بود آخرم با اجبار و به زور برد مهریمو بخشیدم بعد ماه بعدش دادخواست طلاق داد بی ابروم کرد همه جا مثل سگ پرتم کرد بعدم زود زن گرفت اونم کی دوست سابقم رو😔 نمیدونم عدالت خدا کجاست مگه نمیگن اشک یتیم عرش خدا رو به لرزه در میاره، پس چرا کاری انجام نمیده چرا برام چرا من یتیم باید این همه سختی بکشم.... الان که ورشکست شدیم زیر خط فقر رفتیم منو خانوادم داغونم فقط میخوام یه دعای خیر و خوب برام کنین یا یه صلوات بفرستین خیلی داغونم خیلی...🥺😔