تو سنگ دستشویی ی سوسک بود، شوهرم اومد تار ومار زد سوسکه اول رفت تو چاه بعد اومد بیرون باز روی سنگ هی میرفت میومد انگار گیج شده بود
ب شوهرم گفتم حالا ک بیرونه ، تار و مار باز بزن ک کامل بمیره
میگه نه چرا هدر بدم تار و مار رو،، همون دو پیس اول بس بود ،،الان دیگه خودش میمیره..
بهش گفتم واقعا که... حتی حاضر نشثی ب خاطر حرف من ،یکم بیشتر بزنی...
و میگه تو هی میخوای هدر بدی حشره کش رو... همون بس بود
و منم بهش گفتم تو بی مسیولیتی و اومدم تو اتاق
ازش بدم میاد