2821
2789
عنوان

احممم:)💔

363 بازدید | 55 پست

سلام🙋‍♀



اینی که داری میخونی رمان زندگی منه:)


سال ۱۳۹۸ که کلاس هفتم می‌خواستم درس بخونم...


عموم مارو سپرد به ی سرویس مدرسه که اون مارو میبرد مدرسه و میآورد خونه...


روز اول چشمم به یه پسر افتاد که داشت منو نگا میکرد ی جورای انگار بم زل زده بود منم ازش خیلی بدم میومد خیلی چندش و افتضاح بود قیافه آنچنانی هم نداشت خلاصه همینجوری دوسه روز که پیش رفت فهمیدم که پسره عاشقم شده 

یه دختر که دوسال ازم بزرگتر بود و اون پسر رو می‌شناخت ازش برام خعلی تعریف کرد گف که خیلی پسره خوبیه و فلان... 

خلاصه پسره رف تو دلم بهم نامه فرستاد گف بیا باهم رل بزنیم منم چون دفعه اولم بود بهم پیشنهاد میدادن جوگیر شدم و زود قبول کردم و نمی‌دونستم چی به سرم میاد 🥀💔

 دوسه ماه تو رابطه عاشقانه بودیم و با نامه باهم حرف میزدیم (راسش اون موقع گوشی نداشتم).


امتحان ترم اول بود فصل زمستون هم بود یه دختری به اسم سوگند که از نزدیکای پسره بود اومد گف اون پسر فقط برای سرگرمی باتوعه و هیچ عشقی نسبت به تو نداره...

منم خیلی ناراحت شدم دیگه تو مدرشه داشتم گریه میکردم خیلی بهم بد گذشت.

من حرفاشو باور نمیکردم گفتم باید خودش بگه

چنبار نامه فرسادم جوابم نداد .

بعد بخاطر کرونا مدرسه تعطیل شد 

منم دلم برای پسره خیلی تنگ شده بود

هیچ خبری ازش نشد.

ماه آخر زمستون من خیلی شدید و دردناک پریود شدم و تا سه روز مونده بود سال ۱۳۹۸ تموم شه طول کشید .

منم رفتم یه دکتر گفتم فلان شدم و غیرع بم یه سرم وصل کرد دردم آروم شد بعد قرص خوردم دردم رفع شد.

اومدم خونه میخاسم موهامو چتری کنم مامان بابام اجازه ندادن بعد که صب شد به زور کوتاه کردم برای ناهار هم عروسی دختر عموی دختر خالم بود من چون موهام زشت شده بود نرفتم ،تنها موندم خونه و غصه موهامو خوردم خلاصه از حال اون پسره در اومده بودم و بس فکرم نمیکردم؛ ولی خیلی پشیمون بودم ک چرا اینطور کردم موهامو، شب چهارشنبه سوری بود ما کلی تو حیاط بازی کردیم جیغ زدیم و شادی کردیم 

بعد منو داداشم رفتیم بخوابیم ت اتاقمون؛ خوابیدیم...

صب که بیدار شدیم گفتن زن دایی بابام فوت شده خیلی ناراحت شدم براش راسش یکمم می‌ترسیدم./:


هیچی دیگ این قستمش گذش شب مامان کباب و برنج پخته بود خوردیم سر سفره نفسم بند اومد ترسیدم پاشدم رفتم آب خوردم...

بعد ظرفارو شستیم رفتیم چای عم خوردیم.

خلاصه اون شب قرار بود سال۱۳۹۹ تحویل شه منم نشستم تو جاهام خیره به ساعت یه دفه احساس کردم از جام پریدم خیلی خیلی ترسیدم ..

ازون موقع به بعد خوابای بد دیدم نمیتونستم تنها بخوابم هی پیش مامانم بودم کارای که قبلاً میکردم رو نمیتونستم دیگه بکنم نمیتونستم تو کارای خونه هتی به مامانمم کمک کنم

 بعدش روز به روز بدتر میشد حالم؛بعضی وقتا دست و پاهامو احساس نمی‌کردم مامان بابامو نمی‌شناختم جای که توش زندگی میکردمو نمی‌شناختم نفسم بند میومد شبا نمیتونستم بخوابم ترس کل وجودم رو گرفته بود همش حالت پرش بهم دست میداد....

رفتم آزمایش دادم کل بدنم سالم بود هیچیم نبود...

 رفتم پیش روانشناس گف افسردگی داری باید زودتر میومدی گف با خوردن دارو ها طی دو هفته خوب میشی 

ولی کوووو؟؟؟ اون دو هفته شد چهار ماه تا چهار ماه قرص مصرف کردم:(

ولی اثری نکرد بابام دیگه منو نبرد پیش روانشناس گف دیگه قرص نخور منم مصرف رو قطع کردم...

خلاصه این جریان قرص تموم شد ‌و تابستون شد هوا گرم بود رفتم خونه خالم با شماره اون به دوس پسرم پیام دادم باهاش ارتباط داشتم یکم حالم بهتر شد وقتی باهاش حرف زدم..

ولی بعد چند مدت خالم همه چی رو فهمید اومد خونمون عصبی بود من از ترسش ع خونه فرار کردم رفتم باغ 

اونجا نشستم یه دل سیر گریه کردم همه خانوادم دنبالم اومدن اونجا منو بردن خونه باهام حرف زدن شبش بابام برام گوشی گرفته بود و گف بیا دخترم گوشی گرفتم برات انقد خوشحال شدم که نگو بعد چند مدت حالم خبلی خوب شد ولی بعدش ک ازون جدا شدم، افسردگی بدتر شد ولی دیگه عادت کرده بود به دردام:)


دیگه به کسی نیاز نداشتم...🥀


فقط ننه بابام کنارم بودن ،هوامو داشتن...


خلاصح بگم که اینای که تعریف کردم خلاصش بود وگرنه میشد یه کتاب.../:


تا الان هم که دارم اینو می‌نویسم حالم زیاد خوش نی خیلی خستم خیلی میترسم...💔


آخه....!


چیزع...


من عاشق یه نفر دیگه شدمـ ...:)🖤


ولی...


اون یه نفر دیگه رو دوس داره..!🥀


من الان فقد یادگاری ازش یه عکس دارم

که هرشب بوسش میکنم بعد می‌خوابم.:)


تنهاییمو با عکسش پر میکنم..🖤


کاش بفهمه که چقد دوسش دارم...


کاش اونم انقد منو دوس داشته باشه..:)


خدا خدش میدونه که تو دلم چه خبره‍👻♥️


تو سینم یه قلب شکسته هس که فقد اون میتون خویش کنه شاید اگه اون بیاد دردادم تموم شن...:)💔


کسی هس که بتونه منو درک کنه؟💔


بیاین یکم بهم روحیه بدین اخه دیگه همش به مرگ فکر میکنم نیتونم ادامه بدم به این مدل زندگی:))))؟💔

Tired
🤯🤯🤯

واللا

اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من الان به زور میام سایت اینو چجوری بخونم

💞زندگی کتابی است پر ماجرا هیچگاه آن را بخاطر یک ورقش دور ننداز. .. 🙂💞🌈.                                    🦋قلمت را بردار.... بنویس ازهمه ی خوبی ها......زندگی..  عشق... امید... وهرآنچه بر روی زمین زیباست!!!  گل مریم... 💐🏵️  گل رز🌹🥀...                روی 📃بنویس✏️زندگی با همه‌ی تلخی هایش زیباست😍💞💫.  

عاشق قلمت شدم

نویسنده خیلی بزرگی میشه ... امیدوارم یه روز حال داشته باشم بشینم بخونمش

همه چیز درست میشه نگران نباش⁦(◕ᴗ◕✿)⁩

ولی عشق خیلی بد دردیه من درکت میکنم

بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته‏ايد، از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزگار مهربان است‏.
من الان به زور میام سایت اینو چجوری بخونم

امضات قشنگه ... کاش یکی بود این متن های انگیزشی که متفاوتن و با ادم حرف میزنن و درک میکنن رو بهم میگفت :)

بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته‏ايد، از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزگار مهربان است‏.

کاش تو این سن به عشق فکر نمی کردی 

عشقهای نوجوونی دردناکن و جنون وار

اما خوبیش اینه بعد از یه سنی مثلا ۲۳-۴ دیگه انقدر درد نداره

میشه تجربه برات یا خاطره

درکت میکنم اما اگه میتونی رو آیندت تمرکز کن بیشتر و رو اهدافت 

یه صلوات نذر همه آرزوهایی که منتظر برآورده شدنن 🌱🥀🌷🌹🌱 مذهبی نیستم اما معتقدم خدا تو وجود هممون نشسته و ما بهش میگیم وجدان......دینم انسانیت......همه ما فرزندان حواییم.....دل هم و نشکنیم..... یه عضو کوچیک از حامیان معصومترین مخلوقات خدا🐾🐶🐷🐰🐹😻🐾 

چندسال دیگه به این روزات میخندی 

فقط اینو بدون هیچ پسری ارزش اینو نداره که تو حالت بد بشه افسرده بشی 

تو الان باید از زندگیت لذت ببری حیف نیس ب این عشقای مسخره بگذرونیش 

ب خودت برس برو کلاس وقتتو با ادم و چیزای خوب و مفید پر کن اونقدر اعتماد ب نفس داشته باش و خودتو دوست داشته باش که اجازه ندی ادمای بی ارزش زندگیتو خراب کنن

ما آبادانیا   
2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز