سلام من تازه عضو شدم .اینم اولین تاپیکم هستش .میشه راهنماییم کنید بجز باشما نمیخوام از کسی کمک بخوام چون مغرورم.من زمان مجردی به گفته ی دیگران خیلی خوشتیپ وقرتی بودم اما حد وحدود حجابم رو هم حفظ میکردم وقتی ازدواج کردم پدرشوهر ومادر شوهرم گفتن چادر سر کن .شوهرم هم مخالف چادر بود مونده بودم وسط سر میکردم همسرم باهام قهر میکرد سر نمیکردم پدر ومادرش ازم ناراحت میشدن منم میخواستم هر دو رو راضی نگه دارم بالاخره بعد کلی کشمکش سر کردم وپا رو دل همسر گذاشتم اما الان بعد ده سال مادر شوهرم میگه دیگه سر نکن .راحت باش. حجاب داشته باش اما چادر سرنکن .منم دوست دارم سر نکنم حالا چی کار کنم میترسم اگه سر نکنم بعد توی جمع خانوادگی یا تفریحی پیش دخترها وپسرهاش بگه چادرت کو؟برو سر کن . اونوقت چی کار کنم چون از این خصلتها داره. ممنون میشم راهنمایی کنید .میبوسمتون
اگه گفت بگو شوهرم ازم خواست دیگ چادر سر نکنم همین ب شوهرت بگو اگه کسی حرف زد خودش جوابشون بده بگه من ب زنم گفتم راحت باشه همین چن بار بگن دیگ عادی میشه
نام فرزندم را علی گذاشتم تا زیر سایه حضرت علی بزرگ بشه و نگهدارش حضرت علی باش برای موفقیت و خدشبختی و پاکدامن بودن پسرم صلوات بفرستید تا فرزندی صالح و خلفی بشه برام آینده درخشانی داسته باشه و باعث افتخارم و سربلندیم بشه... خدایا خیر و دنیا و اخرت رو نصیب من و فرزندانم بکن. .. خدایا فرزندانم رو خادم اهل بیت قرار بده و سفره نشین امام حسین قرار بده در خونه امام حسین بزرگ بشه جون بگیره جوان بشه و پیر بشه زندگیش با قرآن نماز خودت واهل بیت مانوس بشه ... خدایا من از تو معجزه میخاهم معجزه بزرگی در حد خدا بودنت معجزه ای ک اشک شوقم از معجزه ات جاری بشه تو خودت بهتر میدانی اللهی امین... عاشقتم خدا نگهدارم باش... مرسی ک بهم ی پسر زیبا و شیرینی عطا کردی اگه میشه ی دختر زیبا و شیرینی هم نصیبم کن تا جنسمون جور بشه... خدایا هرچی دارم از وجود رحمت خودت هست هیچوقت مرا ب حال خودم وامگذار حتی ب اندازه پلک برهم زدن... خدایا منو خانوده ام رو پیش دوست دشمن شرمنده نکن... خدایا هیچکس رو شرمنده بچه و مهمون نکن خدا دلها مارو هدایت کن وبعداز هدایت گمراه نکن ک تو ارحمن ارحمین... خدایا منو از این خونه نجات بده لطفا برای صاحب خونه شدنم صلوات بفرستید زندگی باجاری و مادرشوهر خیلی سخته خیلی... لطفا برای بردارم و زندگیش دعا کنید تا بزودی صاحبخونه بشه تا زن بچش خوشبخت بشن
وقتی مادرشوهر و پدر شوهرت و شوهرت نشستن موضوع رو بکش وسط بعد بگو خسته شدم . از این به بعد فقط هر چی شوهرم بگه ، هر چی عشقم بگه. بعد همونجا نظر شوهرت رو بپرس اون مجبور میشه نظر واقعیش رو بگه . بگو نظرت رو جوری بگو که اگه پدر و مادرت رفتند از پیشمون ، نگی حالا من یه چیزی گفتم میخوام تکلیفم پیس خودت و خونوادت مشخص بشه . اینجوری شوهرت خوشش می آد که به خواسته اش اهمیت می دی و بیشتر هوات رو داره . از طرف دیگه توی منگنه قرار می گیره مجبور میشه نظر واقعیش رو بگه . اگه گفت بدون چادر بگو چشم آقای خونه . خرش کن . تا بعدا حرفی واسه جر و بحث کردن نمونه . اینجوری پدر شوهر و مادر شوهرت نمی تونن چیزی بگن . اگر هم پدر شوهر و مادر شوهر گفتند بگو در این مورد یه بار از شوهرم پرسیدم خودتون هم بودید. اگه ناراحتید به شوهرم بگید . خودت رو از این بحث بی فایده نجات بده .
واقعا تعجب کردم که بخاطر حرف پدر و مادر شوهرت چادر سر کردی ! برادرشوهر من ازین ادمای مذهبی نماست که به همه کار همه کار داره , اونوقت قبل ازدواجمون به شوهرم گفته بود بگو چادر سرش کنه و شوهرمن با اینکه خودش مخالف بود اومد کفت گفتم اوکی هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده پاشدم قشنگ شیک بی بحث اومدم خونمون گفتم تو منو همینجوری دیدی و پسندیدی حالا یکی دیکه بیاد برا من تعیین تکلیف بکنه ؟ فردا میخواد تو همه چی من نظر بده ؟ نکنه میخواد برا زمان بچه دار شدن و بیرون رفتن منم نظر بده ؟ و یوقت حتی نکنه زنگ بزنه بگه شب زنتو نبوسی ؟ توام همینجوری میگی چشم داداش گلم ؟ برو بینیم بابا ! بعدش خودش اومد منت کشی گفت اشتباه کردم حق داری ! اونوقت برا شما برعکسه شوهرت راضی نبوده شما خواستی دل پدر ومادرشو بدست بیاری !