سلام.واقعا من اصن نمیفهمم چرا باید الان بابای من زیر خاک باشه ..خدا واقعا در حقم کم گزاشت ..بابام خیری ازاین دنیا ندیده بود از خودی ..تازه با ازدواج من که آرزوش بود میخواست یزره خوش'باشه .بعدم آرزوی دیدن بچه منو .دوسال و نیم پیش که ازدواج کردم تو سن ۳۶سالگی بابام خیلی خوشحال بود ..بعد گفتم بزار زود بچه دارشم بابام آرزو داره .خدا بهم یه دختر سالم داد ..بابام خیلی خوشحال شد..اما هنوز ۶ماهش نشده بود که فوت کرد ...انقدر این بچه رو دوست داشت .اولین نوه اش بود ..تازه میخواست طعم خوشبختیو بچشه که خدا گرفتش ازم...خدایاااااا آخه چرا..بابام هیچ خیری ندید از دنیا و آدماش ..نزدیکترین آدماش تو زندگی بهش نارو زده بودن ..خیلی مظلوم بود...خدایا من گله دارم....فقط میخوام برم پیشش همین..تکلیف بابای من که تو زندگی هیچ خیری ندید چی میشه ...رفتو نابود شد ...مگه نمیگین خدا عادله ...این عدالتش بود؟؟؟؟؟