والا از این شوهرا من خیلی دورو برم ندیدم فقط یکی بود تو یه سفر گروهیی شبیه تور اوایل زنشو خانومم بانو جان اینا صدا میکرد منم تازه عروس بودم دلم شکست گفتم شوهر من چرا اینجوری نیس باهام تو جمع بعد اواخر سفر شوهرش هی بمن لبخند میزد یا نگاه قایمکی میکرد جوری ک شوهرمم فهمید من قبلش گفتم هم سن مان و باهاشون دوست بشیم ک اخر سفر شوهرم گف ن و پسره سرگوشش میجنبه خوشم نمیاد رفتو آمد کنیم
میخوام بگم هر رفتار خوب ظاهری رو باور نکنید