2777
2789
عنوان

ترس از ازدواج

129 بازدید | 9 پست

سلام دوستان.اوایل برا ازدواج ذوق و شوق داشتم ولی چندمدتی هست که دیدم کلا عوض شده از ازدواج میترسم.احساس میکنم قراره شکست بخورم یا شوهر آیندم آدم خوبی نباشه بهم گوش نده.کلا بدبین شدم.۲۴سالمه خاستگارم زیاد دارم.آیا این طبیعیه ؟بعدا برام مشکل نشه.

منم اینطوری بودم مشکلات دیگ ایم داشتم اما ازدواج کردم راضیم

بالاخره یه کلمه تونست منو توصیف کنه !کلمه nyctophilia در دیکشنری پزشکی به معنی : عاشق تاریکی و شب. آرامش یافتن در تاریکی.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شما دقیقا مث منی ...منم تا ۱۸.۱۹خیلی ازدواجی بودم ولی بعدش کم کم اصلا برام مهم نبود خییییییلی بی نهایت از تنهاییم لذت میبردم .توهمین زمان ها بود ک همسرم عاشقشم شد ولی من سه بار جواب منفی دادم ولی اون خیلی پیگیر بود حتی بدترین سخت ترین شرطا رو گذاشتم همه رو قبول کرد  و من از هین ک اینقد رو حرفش هست خیلی خوشم اومد و اعتمادکردم چون ما هصلا شناختی ازهم نداشیم و همو ندیده بودیم ،جواب مثبت دادم ولی بازم دودل بودم فقط بخاطر این ک حس میکردم زوده ازدواج برام وباید از مجردیم و تنهاییم لذت ببرم . حتی شب عروسیم بابت دودلیم گریه کردم اونقد ک چندبار آرایشگر دوباره ارایشمو تمدید میکرد.‌.ولی خداروشکر از همسرم خیلی راضی ام و الان با حذف خانوادش و جدایی از اونا بیشتر از هرچیزی خوشحال و راضی ام .....

فقط تو ازدواج باید دقت کنی .سخت بگیر .امتحانش کن اما قبل عقد نه بعدش ...از من گوش کن ..هییییچوق خودت رو پایین نیار و جدی باش طوری ک ازت حساب ببره و حساب کار بیاد دستش ...من اینجوری بودم اوایل ولی بعد ک دیدم همه چی بروفق مراده خیلی باهاش دوست شدم و خوب شدم ولی نه این ک از خواسته هام بگذرم و کوتاه بیام ،کوتاه نمیام ولی سختم نمیگیرم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108