قرار بود دوشنبه مامان پسري ك دوس داريم همو ز بزنه خونمون واسه خواستگاري،ولي وقتي باباش كامل قضيه اين چندسال و دعواهاي مامانمو عقب كشيدن پسره رو شنيده سنگ روي يخ شده،گفته ك اول خونه رو اكي كنه پسره بعدش بيان عذرخواهي و خواستگاري(شغل پسره هم الان مشاورحقوقي توي دولت قبليه،ممكنه ترفيع بخوره بشه معاون وزير الان)٢٧سالشه،درامدشم اكيه منم بهش ميگم خب وقتي بياين ك درجا عقد و عروسي نيس ميگه بابام راضي نميشه ميگه با كاري ك تو كردي دست خالي نميشه رفت و بايد زود بعدش عقد كنين ك خونوادش فك نكنن قصدت بازي با اون دختر بوده🤦🏼♀️الانم بخواد خونه بخره اونيكه توي شهرك محلاتي خريده قسطش مهر تموم ميشه،چون محرم و صفره تازه ابان ميخواد بياد خواستگاري اينجوري
بنظرتون داره وقت ميخره؟من حس ميكنم يكم داره اغراق ميكنه در مورد باباش،ولي از طرفي انگشتري ك واسم خريده براي خواستگاري و لباس و كت شلوار و ...ك بيان اماده بود و نشونم داد و گفت باباش الان مشكله و راضي نميشه
بعد باباشم انقد پولدار هست ك خونه بخره همين الان ولي ميگه نميدم بايد روي پاي خودت وايسي،الان حدودا ٦.٥-٧ تومن داره
٢تومن كم داره ك ميگه تا مهر درستش ميكنه☹️
بجز مشاور حقوقي رياست جمهوري،استاد دانشگاهم هست ي دفتر حقوقيم توي سعادت اباد داره ك ميگه اگه كم بيارم سهممو از اونجا ميفروشم ك خونه رو بخرم
.
الان من موندم حرفاش ب نظرتون راسته؟😐يا داره گولم ميزنه ك باز زمان بخره🤦🏼♀️؟توي دو راهي موندم كلن نميدونم چيكار كنم