خیلی ناراحتم از دست همسرم نشستم فک کردم گفتم من کی از ته دلم شاد بودم؟ یادمه از همون اولاش دعوا داشت هیچ وقتم نگفته ببخشید همیشه طلبکار بود همیشه طرف بقیه بود دعوا میکرد قهر میکرد هر وفت دلش میخواست میومد آشتی نمیکم همش مقصر اون بوده شاید من یه جاهایی کینه ای بودم ولی اون هیچ وقت معذرت خواهی نمیکرد پشیمون نمیشد حالا من تا ازم معذرت نخواد نمیرم اشتی چرا من باید همش ناز بکشم ک زندگیمون خراب نشه بدرک
یہ راھکار اگر دعوا زیاد دارید زیاد یہ روز کلا شمع روشن کنید و بشینید باھاش صحبت کنید اگر عصبی شد توی صحبت ھاتون بھش بگید کامل گوش کنن و بعد عصبی بشن بعد از تمام شدن حرف ھاتون برید محکم بغلشون کنید و بوس کنید ھمہ دیگر رو تاثیر رو ھم میبینید
عشقو باهرکسی تجربه نکن؛عشق چیز قشنگیه!نزار ازش متنفر بشی!سالها تنها باش،اما روحتو با کسی قسمت نکن که نمیفهمتت!آنقدر تنها بمون تا اون کسی که از درونت خبرداره پیدات کنه !کسی رو پیدا کن که همیشه به شکل یه چیز نایاب نگات کنه!یه چیزی…شبیه به یه معجزه!!❤️ من هر چی که بوده رو از وقتی که تو درو بستی بخشـــیدم✨کسی چه میدونه؟ شاید تو هم وقتی دلت میگیره به من فکر میکنی.... ❤️ عشق مثل مکیدن لیمو با لثه های زخمیِ...