سلام عزیزم. خدا بهتون صبر بده. پسر منم خیلی اذیتم میکرد اما چشم به هم زدنی، بزرگ شد.
گاهی مینشستم با صدای بلند گریه میکردم از بس که اعصابمو بهم میریخت.
اما الان که بهش فکر میکنم میبینم اون بچه خودش هم داشت اذیت میشد. مثلا مریض بود و کلافه. در حال دندون درآوردن بود و بی صبر. یا هزار مشکل دیگه.
باید درکش میکردم اما خسته میشدم و اعصابم بهم میریخت.
فقط خدا میدونه چقد الان عذاب وجدان دارم که ای کاش بیشتر صبوری میکردم و بچه رو بیشتر درک میکردم.
حدس میزنم شما هم مثل من، تموم زندگیتون رو حول محور فرزندتون چیدین.
همین مسئله، بدون اینکه خودتون متوجه بشین باعث میشه کم طاقت شین.
حتماااا در طول روز برای خودتون وقت بذارین وبه خودتون و علایقتون برسین.
اینجوری انرژی بیشتری برای فرزندتون دارین و دیرتر خسته یا ناامید میشین.
موفق باشی عزیزدلم