مرد من..محمدرضای من...من از عهد عالم تو را دوست دارم.. از آغاز عالم. تو را دوست دارم..
چه شبها، منو آسمان تا دم صبح.. سرودیم نم نم تورا دوست دارم..
میدانی آقای من...از کودکی تورا از خداوند خواستم..آن هنگام که به آسمان نگاه میکردم..و دنبال فرستاده ای از جانب خدایم میگشتم...من به امید وصل به تو، از کودکی زنده مانده ام..پس عشق من،آتشین ترین هست نسبت به عشق های یک طرفه..وابستگی های پوچ و توخالی..هوس های گناه آلوذ که عشق نامیدندش...وقتی آنشب...با سرعت خیلی بالا در اتوبان،نزدیک بود چند بار تصادف کنی، خودت را رساندی تا فقط مرا در آغوش بگیری،اشکهایم را پاک کردی و جلوی مردم مرا درآغوش کشیدی..کوبش محکم قلبت را میشنیدم...و زمزمه هایت کنار گوشم که میگفتی:"عاشقتم..عاشقتم..عاشقتم.." روحم را اسیر خود کردی...جان منی تو..مرد من..کدامین عاشقانه هایم را بگویم تا زنان و دخترکان سیه قلب از توهم و خیال بیرون آیند و عمر خود را در دنیای واقعی سپری کنند....نه خیال دوست داشته شدن... البته...شاید اینگونه شکست عشقی یک طرفه شان، تسلی پیدا میکند...
جان من..مرد من..عشق من..زندگی من..عمر من..همنفس من..مردی که بوسه هایت بر سر انگشتان دست و پام، وقتی از سرکار برمیگردی،هرشب ارادتی ست به رسم عاشقی...چشمانت که با گریه های من تر میشود و دوستت دارم هایی که با اغوش مردانه ت هرشب کنار گوشم نجوا میکنی..به خیال اینکه من خوابم 🙈
اما میگویم..بیدارم..و همیشه تورا خواب میکنم و منتظر میمانم تا سرم را روی سینه ی پهن و. مردانه ت بگذارم.. و صدای کوبش قلبت لالایی هرشب من است...و چه زیباست وقتی حصار دستانت را تنگ تر میکنی...🙊😍🙈
عاشقتم مرد من...عشق ما الهی ست..همانطور که سوره ای به اسمم را پیشاپیش عقد آسمانیمان حفظ کرده بودی...همسفر اخرت من..میگویی در بهشت هم مرا از خداوند میخواهی.. میگویم از خداوند بهشت را برایت میخواهم😍🙈
از تمام دار دنیا، قلبی دارم که برای تو میتپد..و نسبی دارم که به مولای تو علی میرسد... هردو را تقدیمت میکنم و به تو تبریک میگویم...بابت ان هدیه ی اسمانی که خداوند به ما داده است..😍🙈
تولدت مبارک محمدرضای من..محمدم..رضای من..🙊😍🙈💍♥🌹