زاول بگم چند روز پیش سر یه بحثی دعوا شد ومن صورتم زخمی شد شوهرم چند بار اومد همون روز ولی با عصبانیت که خوب شو ولی من گفتم نه خوب نمیشم
الان بعد چندروز دیگه نیومد بعد امروز لباس پوشید بره سرکار ساعت ۵ظهر حالا همشششش بیرونه اگر بپرسم میگه سرکارم منم لباس پوشیدم خواستم برم پارک گفت کجا میخوای بری گفتم بیرون گفت بیرون کجا گفتم چقدر میپرسی تو ۲۴ساعت بیرون هستی مگه من میدونم الانم یه ساعت اومدی خونه میخوای کجا بری وقتی این حرفو زدم چنان داد وبیدادی راه انداخت منو هم هل داد
حالامن خستمه میترسم زندگیم ازهم بپاشه ازامروز منتظر بودم زنگ بزنه معذرت خواهی کنه زنگ نزد منم دلم خیلی تنگ شده چه کنم ؟
بیشتر استرسه