خدا برات نگهش دارم
منم شرایط تو رو دارم
استراحتم ولی نه مطلق
یه هفته هر روز یا مامانم یا خواهرام برام غذا میوردن
جاریم خونمون چسبیده به همد
ی روز ساعت ۳ زنگ زد گفت میخوام برات ناهار بیارم گفتم دستت درد نکنه ما داریم ناهار میخوریم خواهرم زحمتشو کشیده
اگه خبر میدادی میگفتم خواهرم درست نکنه
بعد یه بشقاب اورد
منم بشقابشو از غذایی ک خواهرم اورده بود پر کردم پس فرستادم شرمنده شه
فک کنم شوهرش دعواش کرده بود گفته بود حالا یه بشقاب میبرم
خو تو بخوای ناهار بیاری اولش ک باید از قبل خبر بدی
بعدشم ۳ ظهر همه ناهارشونو خوردن
شایدم اضاف اومده واسه من اورده
فقط همون یه بار
مادرشوهرمم اگه پرسید بهش میگم
قبل اینکه بیام این شهر چقققد میومد خونمون چند روز ب چند روز میموندن
الان گاهی وقتا میره ولایت ننش من واسه شوهرش ناهار و شام میبرم
خاک تو سرش