منم نمونه دولتی بودم
همیشه عالی بودم
تویه خونه کنکور درس میخوندم
روزی دوازده ساعت از تابستون دهم میخوندم
سال دوازدهم ازدواج کردم
خیلی سخت شد برام درس خوندن
هر جور که بود دوازدهم تموم کردم و کنکور دادم
گفتم سال بعد میترکونم
ولی مگه شد عزیرم
هر بار که یه مدت میخوندم یا مامانم مریض میشد یا مادر شوهرم تصمیم میگرفت بیاد پیش من
دیروزم مادر شوهرم اومده پیش من دیگه موندم