اخه مثلا ناراحتیاش خنده داره بخدا ...
مثلا موقع زایمانش ما رفتیم خونه مامانش سر بزنیم دراز کشیده بودداشت بچه شیر میدادم بچه هم هی نمیتونست سینه رو بگیره گریه میکرد مامانم گفت عزیزم پاشو بشین بچتو بگیر بغل شیر بده دستشم گرفت که پاشه دستشو کشید گفت نه والا من تا50شب میخام بخابم...
اونوقت پیش داداشم گفت اره مامانت تو کارم دخالت کرده