همش گیر میده ظهرا نرو
تنها نرو باین برو بااون برو باما بیا
نگید دلسوزه
دلسوز نیست چند بار شوهرم بدجور کتکم زد به خاطر اینکه من رفتم سوپر ماروت ساعت ۹شب
مادرشوهرم میشنید صداشو که رومن جیغ میکشید ولی هیچی نمیگفت خوشحال بود
چندین بار قهر کردم رفتم خونه پدرم یه بار هیچ کدومشون زنگ نزد چته چی شده به یه ورشون گرفتن
الان برام ادای آدمای نگران ودلسوز درمیاره
همش تقصیر خودشه شوهرم شکاکه