2777
2789
عنوان

پرت

394 بازدید | 0 پست

همونجور که چوبای خشک و با زانوهاش میشکوند گفت تا حالا به بوی هیزم نم‌گرفته دقت کردی؟

دمغ بودم ،حتی رمق اینو نداشتم که جواب بدم. راستش دهن وا میکردم اما صدایی در نمی اومد ازم اما با تلاش زیاد گفتم نه زیاد بیشتر دود داره که ریه هام تحملشو نداره

همونجور که کارشو میکرد گفت:یه بوی خاصی داره

با فشاری که به هیزما وارد میکرد چینی به بینیش داد و صورتشو مچاله کرد و گفت انگار هر چی بیشتر میسوزه مرغوب تر میشه

پوزخند زدم و اروم زمزه کردم مثل ادما

با پشت دست عرق رو پیشونیشو پاک کرد و گفت چیزی گفتی؟

نه ارومی گفتم که گفت:ولی من شنیدم

گفتم پس خودتو میزنی به نشنیدن

دست به کمر زد و یه وری وایستاد و گفت نه خیر فقط دلم میخواد وقتی حرفی تو دلته رک و پوست کنده بهم بگی

شونه بالا انداختم ودست زیر چونه زدم و گفتم چیز خاصی نگفتم فقط گفتم مثل ادما

نگاهش معطوف شد سمتم که ادامه دادم و گفتم خب یعنی ادمام همینطورین هر چی بیشتر سختی بکشن،راه و مسیر زندگی براشون پر فراز و نشیب تر بشه ،از چاله تو چاه بیوفتن و هی با طناب پوسیده این و اون برن توی چاه و با همت خودشون در بیان پخته تر میشن

با انگشتام ور رفتم و گفتم انگار زندگیو میگیرن تو مشتشون .

دستاشو بهم زد و لباساشو تکوندو اومد کنارم و مشغول حل کردن چایی تو ابجوش شد و گفت:قشنگی زندگی به همین گذروندن سختی و رسیدن به یه راحتی دلچسبه وگرنه قدر چیزایی که داره رو نمیدونه ،ما ادما چیزی که ساده به دست بیادو ساده هم از دست میدیم چون هیچ توجهی بهش نداریم حتی اگه باارزش ترین باشه

اما اگه چیزی رو که میخوایم با چنگ و دندون به دست بیاریم یه عمر هم براش دندون تیز میکنیم

چایی توی ماگ طوسی رنگ موردعلاقم ریخت و داد دستم و گفت :مثل منی که به سختی قلبتو تصاحب کردم و به راحتی دارم به اون دو تا جفت فندوق زل میزنم و خداروشکر میکنم که به وعده اش عمل کرد و گفت بعد هر سختی اسانی است

اروم خندیدم و گفتم:منم دوست دارم

ژینانوشت

نمیدونم خوبع یا بد 🤍

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز