من خیلی خیلی برای زندگیم قناعت میکنم یعنی برای روسری خریدن هم دلسوزی میکنم نمیخرم
بعد شوهرم به خواهرش یه ماشین فروخته ۱۸۰ میلیون که ۱۳۰ تومن و دادن ۵۰ تومن مونده بود تا الان ندادن
اون ماشین شده ۵۰۰ میلیون
بعد اعصاب خوردیش هم توی خونه برای منه همسرم میگه که آره پولو ندادن و...
ولی جلوی خواهرش فقط بگو بخند و شادی مادرش هم میگه میگه دامادم پول نداره و...
چند روز پیش خواهرشوهرم دندونش درد گرفته بعد روست همسرم دندون پزشکه رفته دندون پزشکی همه ی دندون های خوابشو درست کرده بعد پول نداده امروز دوست شوهرم بهش زنگ زده که ۲ونیم بزن بکارتم !
ماشینشون خواهرشوهرمو توقیف کرده بودن چون سند بنام شوهرم بوده رفته از پارکینگ درآورده ۷تومن هم از جیبش داده خواهرشوهرمم گفته فعلا پول نداریم
با اینکه کل وسایل خونشو عوض کرده و قاشق و چنگال تا مبلمان و میز ناهار خوریو اتاق بچه و ... بعدم میگه من پول ندارم همه ی لباساش مارک دار میگیره
منم دیگه با خودم گفتم دیگه قناعت بی قناعت هرچی خواستم میخرم تا اینقدر به خواهرش نده بعدم بیاد به من بگه پول ندارم و دادم به خواهرم
یخورده از سیاست هاتون یادم بدین چیکار کنم خسیس نیستم هااا ولی حرصم میگیره