بچم تب کرده بود شوهرم نبود بعد من استا بش دادم اورد بالا زود بردم دسشویی اوردمش بیرون تا اومدم بیرون باز اورد بالا در دستشویی باز بود پسر کوچیکم گریه میکرد رفتم اونو اروم کردم دیدم پسر بزرگم ک بالا اورده رفته دستشویی حس کردم ی چیو با خودش برد انداخت تو سنگ
الان شوهرم رفته خونه(من خونه بابامم)میگه کنترل نیست🥺بیچاره شدممممم