2777
2789
عنوان

زمزمه های دلتنگی....

| مشاهده متن کامل بحث + 31854 بازدید | 4339 پست

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم


یک قطره‌ی آبم که در اندیشه دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم


یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم


این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم


خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم


فاضل_نظری#  

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت

زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت


چشمم افتاد به چشم تو، ولی خیره نماند

شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت


جز خودم هیچ کسی در غم تنهایی من

مثل فواره سر گریه به دامان‌ نگرفت


دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی

قصه‌ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت


هر چه در تجربه عشق سرم خورد به سنگ

هیچ کس راه بر این رود خروشان نگرفت


مثل نوری که به سوی ابدیت جاری است

قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت


فاضل_نظری#  

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت بر سینه می فشارمت، اما ندارمت ای آسمان من که سراسر ستاره ای تا ...

اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت

من دارمت هنوز ، تویی که نداری ام


تعطیل🚫                                                                                 
اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت من دارمت هنوز ، تویی که نداری ام

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

که زخم های دل خون من علاج نداشت


تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت


منم! خلیفه‌ی تنهای رانده از فردوس

خلیفه ای که از آغاز تاج و تخت نداشت


تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت


نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم

چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت


فاضل_نظری#  

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خش ...

گیرم از ته مانده ی  عشق تو  شعری  ساختم....
سود شعرم چیست  وقتی که تو را  من باختم....

خوب می دانی  دل دیوانه ام از سنگ نیست....
گرچه  آهنگی برای ماندنت ننواختم....

شرم دارم از دلم بیرون کنم مهر تو را....
من که خود روزی به سوی مهر تو می تاختم....

قیمت دل کندنت کم نیست...اما غم نخور ....
من بهای رفتنت را با جنون پرداختم


تعطیل🚫                                                                                 
گیرم از ته مانده ی  عشق تو  شعری  ساختم.... سود شعرم چیست  وقتی که تو را  م ...

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟


دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست

به زبان آورم ان را که تمنا دارم


چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده

لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم


با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی

سنگ را با چه زبانی به سخن وا دارم؟


چیزی از عمر نمانده ست ولی می خواهم

خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم


فاضل_نظری#  

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

تــا بپـیـــونـدد به دریـا کـــــوه را تنـــها گــــذاشت

رود رفــت امـــا مســیر رفـتنــش را جـــا گذاشت

هیچ وصلی بی جدایی نیست، این را گفت رود

دیده گلگون کـــرد و ســر بر دامـن صحرا گذاشت

هــر کــه ویران کـــرد ویران شد در این آتش سرا

هیـــزم اول پـایـــه ی ســــوزاندن خـــود را نهــاد

اعتبـار ســـر بلنــدی در فـــروتـــن بــودن اســـت

چشــمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

مــــوج راز ســــر به مهری را به دنیا گفت و رفت

با صــدف هایی که بین ســـاحل و دریا گذاشت

تاپیک نور💚متاهل💎صلوات برای امام زمان❤️من سراسر مهر و مهر ورزی هستم، در جهان من همه چیز زیباست...    خدایاشکرت
من که در تنگ برای تو تماشا دارم با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟ دل پر از شوق رهایی است، ولی ممک ...

در قاب دل به جز تو کسی جا نمیشود
چون من کسی زِعشقِ تو شیدا نمیشود

شعری زِ عشق و شور سرودم ولی بدان
ایـن واژه هـا  بـدون تـو مـعنـا نمی‌شود

بـر لـب نشسته قـفلِ سکوتی پُـر التهاب
ایـن قفل، جـز بـه بوسه‌ی تو وا نمیشود

چرخیده‌ام به میکده‌ها روز و شب ولی
‌چـون سـاغـرِ دو چـشمِ تو پیدا نمیشود

هـر کـار کـرده ‌ام  بـگـریـزم  زِ تـو ولــی
دل دادگـی و عـشق کـه حـاشـا نمیشود

قلبـم چـو بـرکه‌ایست که بی نورِ ماهِ تو
تـاریـک و راکـد است و تـمـاشـا نمیشود


تعطیل🚫                                                                                 
تــا بپـیـــونـدد به دریـا کـــــوه را تنـــها گــــذاشت رود رفــت امـــا مســیر رفـتنــش را جـــا ...

روے هر بیت از غزل از تو نشانے داشتم
با تو در پایان شعرم گفتمانے داشتم

تا ڪه مے خندید لبهایت به شوق بوسه ایی
خط به خط هر غزل طبع روانے داشتم

در شروع و مطلع و تا مقطع هر خنده ایی
از لبانت واژه هاے بیڪرانے داشتم

با نگاهت مے سرودم صد غزل تا آسمان
در وراے آسمانت ڪهڪشانے داشتم

بید لرزان نگاهت وقت نقد بوسه ها
مے گرفت آرام و از آن ارمغانے داشتم

مے ڪشیدم از تو تصویرے به زیر هر غزل
با تو تا پایان شب عیش عیانے داشتم

💚❤️💚

‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎🍃🥀🍃

تعطیل🚫                                                                                 
الهی، صبح امروزت ز غم دور دلت ازحسرت هر بیش و کم دور خدا یارت، نگهدارت، به هرجا از اقبالت، دو چشم ...

سلام سلام 😍😍😍

خوبی عزیز دلم؟😘😘😘❤❤

چشششششم مگه میشه دلتنگ دوستای ماهی مثل شما نشد 🥰

روے هر بیت از غزل از تو نشانے داشتم با تو در پایان شعرم گفتمانے داشتم تا ڪه مے خندید لبهایت به شوق ...

گفتی که مستت میکنم

پر زانچه هــستت میکنم

گـــفتم چـــگونه از کجا؟

گفتی که تا گـفتی خودآ

گفتی که درمــانت دهم

بر هـــــجر پـایـانت دهم

گفتم کجا،کی خواهد این؟

گفتی صـــبوری باید این

تاپیک نور💚متاهل💎صلوات برای امام زمان❤️من سراسر مهر و مهر ورزی هستم، در جهان من همه چیز زیباست...    خدایاشکرت

@111111مریم

ای در دل من میل و تمنا همه تو

وندر سـر من مایه سودا همه تو

هرچنـــــد به روزگار در می نگرم

امروز هـمه تویی و فردا همه تو

تاپیک نور💚متاهل💎صلوات برای امام زمان❤️من سراسر مهر و مهر ورزی هستم، در جهان من همه چیز زیباست...    خدایاشکرت
صبح شد پنجره هاخندیدند شاخه هارقصیدند همه جا بوی شکفتن جاری ست فرصت بیداری ست صبح یعنی آغاز زندگی ...


و زندگی همین است...
در سایه‌ای به دور از هیاهوی آدم‌ها دو فنجان قهوه باشد، تو باشی و من...
شیرینی‌اش هم بماند پای چشمانمان...🌹🌹🌹

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792