✨🍃🍂🌺🍃🍂🍀🍃
🍃🍂🍀🍃🍂
🍂🌺🍂
🍀 🍂
🌺
روزها با فکر او دیوانه ام ، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم ، اما من اغلب بیشتر
باد می گوید که او آشفته گیسو دیدنی ست
شانه می گوید که با موی مرتب بیشتر !
پشت لحن سردخود،خورشید پنهان کرده است
عمق هذیان می شود با سوزش تب بیشتر
حرف هایش از نوازش های او شیرین تر است
از هر انگشتش هنر می ریزد ، از لب او بیشتر
یک اتاق و لقمه ای نان و حضور سبز او
من چه میخواهم مگر ازاین مکعب بیشتر ؟
🌹🍃🍂🌹🍃🍂🌹🍃🍂🌹🍃🍂🍃🌹