2821
2789
عنوان

یه کم درد و دل 😢😢

207 بازدید | 18 پست

خانما لطفا بخونید و راهنماییم کنید در مورد زندگیم خودم واقعا نمی دونم چیکار کنم 

همش ۱۷ سالم بود که پسر یکی از اقوام که زبون زد فامیل بود از اقاییو خوشگلی و زرنگی و کاری بودن اومد خواستگاری من باورم نمی شد همیشه تو نمازام دعا می کردم بیاد منو بگیره فک می کردم ازدواج با اون دیگه یعنی ته خوشبختی 

وقتی نامزد شدم دیدم یه سری اخلاقای بد داره 

زود عصبانی می شه و اصلا نمی فهمه چیکار می کنه 

همون ابتدایی کارم با مادرم همیشه دعوا می کرد 

مامانم بهم می گفت بیا هنوز خبری نیست بیا جدا شو ولی من دوستش داشتم نمی خواستم جدا بشم تا بلاخره ازدواج کردیم و قرار شد با هم تو خونه کنار هم کار کنیم  تمام سال اول و دوم زندگیم به این که مامانت چرا این کارو کرد تو عروسی اون کارو کرد گذشت تا باردار شدم فهمید دختره باهام دعوا می کرد چرا دختر دار شدی بچه اول باید پسر باشه




راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دخترم که به دنیا اومد من خیلی دوستش داشتم جون دلم بود ولی خوب بچه بود شبا تا صبح گریه می کرد و شیر خشک می خورد شوهرم هم وقتی شبا نمی تونست بخوابه شروع می کرد داد و بیداد و کتک زدن منو دختر نوزادم 

وقتی فهمید چقدر رو دخترم حساسم وقت از دستم عصبی می شود پا می شد اونو اذیت کردن مادرم خیلی دخترمو دوست داشت ولی شوهرم  بهش اجازه نمی داد بچمو بغل کنه می گفت بچه بغلی می شه دیگه مادرش مجبوره مدام بغلش کنه نمی تونه با من کار کنه 

مامانم یه روز با گریه گفت از خوشی این که نوه دار شدم مردم ولی حتی نمی تونم بغلش کنم

یه روز به مامانم گفتم مامان فلانی وقتی با من دعواش بشه بچه مو می خواد بزنه مامانم گفت نه نمی زنه اونو تورو می ترسونه ول کن بگو هر کاری می کنی بکن 

منم به حرف مامانم گوش کردم یه روز که دعوا کردیم از لنگ دختر نه ماهم گرفت می خواست از پنجره پرت کنه تو حیاط که به زور از زیر دستش گشیدم بیرون بچمو 

دیگه حتی به زحمت کار می کرد شوهرم خیاطه تمام کارش رو گردن من بود بچه داری خانه داری کارای خیاطی همیشه هم خونه پر از مهموناش بود با مردم خیلی خون گرمه و فامیل دوسته خیلی اذیتم می کرد تا اینکه دخرم چهار ساله شد بازم باردار شدم 

تو این مدت یه سره دخترمو کتک می زد و اذیت می کرد و می گفت تو بلد نیستی دختر تربیت کنی 

دخترم فوقالعاده خوشگل و مودب و ساکت بود خدا نکنه یه کار اشتباه می کرد پدرش در می اورد 

دختر دمم که باردار شدم اخلاقش بهتر شد ادم تر شد منم بهش گفت دیگه تو خونه کار نکن من دیگه نمی تونم کمکت کنم فوقش یه سری کارای ساده رو بیار خونه برات انجام می دم 

دختر دوممو واقعا دوست داشت و دختر اولمو اذیت می کرد می گفت از اولشم دوسش نداشتم تحقیرش می کرد و باعث حسادتش می شد 

کسی می خونه یا واسه خودم نوشتم


واقعا ادم میمونه چی بگه چجوری دلش میاد🤦🏻‍♀️ این بچه با اون بچه چه فرقی داره

وزن فعلی: ۶۳ ☹️ ▫️وزن هدف اول: ۵۸ 🔒 وزن هدف دوم : ۵۳ 🔒 وزن هدف سوم: ۵۰🤩 🔒 اگه بخوام حتما بهش میرسم😎💪

دختر دومم الان یه سه سالشه اوضاع مالیون بهم ریخت دوباره ازش خواستم بیاد خونه این جوری دو برابر سابق درآمد داریم ولی دخترم اول داره اذیت می شه 

شوهرم بدخلق و عصبیه و به شدت به من متکیه از نظر مالی اگه خونه کار نکنه هشتمون گرو نه اگه بکنه روح روانمون بهم می ریزه 

نمی دونم چیکار کنم 

بیرونش کنم با بدبختی زندگی کنم یا این شار روحی و روانی رو تحمل کنم


بزرگه از نظر قیافه مثل مثل خودشه همون جور خوشگل ولی دوم مثل منه معمولیه

بچه پیش چشم پدر و مادر که همیشه خوشگله. الان اخلاق همسرتون بهتر شده؟

وزن فعلی: ۶۳ ☹️ ▫️وزن هدف اول: ۵۸ 🔒 وزن هدف دوم : ۵۳ 🔒 وزن هدف سوم: ۵۰🤩 🔒 اگه بخوام حتما بهش میرسم😎💪
2823
2791
2779
2792