دختر عموم فوت کرده بود هفته پیش سه شنبه الان عمه و زنعمو و چن نفر دیگه مریض شدن هیچکدوم نمیگن کرونا یکی میگه حساسیته یکی میگه از ناراحتی ولی تابلوعه کروناس زنعموم گفته بود همه مراسم های دخترشو میگیره من به مامانمم میگم اگه تا اخر این هفته ما مریض نشدیم من نمیرم میگه نه از اون موقع باهم بودیم اگه گرفته باشیم گرفتیم میگم خب از اون موقع سالم بودن الان عقل حکم میکنه اگه سالم موندیم نریم بابامم حرف منو میزنه مامانم قبول نمیکنه گفتم اگه سالم باشیم تو بریم من میرم اتاقم نمیام بیرون دیگه حوصله کرونا گرفتن ندارم 😕
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
الان هرکی بگیره صداشو درنمیاره یعنی رسماً یسریا باعث میشن بقیه هم بیمار بشن انگار وجدانا مرده
گاهی سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرف بزنی، گاهی سکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری، سکوت گاهی یک اعتراضِ وگاهی هم انتظار امابیشترمواقع سکوت برای اینه که هیچ کلمه ای نمیتونه غمی که دروجودت داری توصیف کنه و این یعنی همون (تنهایی) 😔 تجربه بهم ثابت کرد اونی که میخوای توو زندگی هیچوقت نمیشه، فهمیدم کسی که باهاته الزاماً دوست نیست.فهمیدم که بیتفاوتی بزرگترین انتقامِ.. تنفر ی نوع عشقِ، دلخوری وناراحتی ازمیزان اهمیّتِ.. غرور بزرگترین دشمن وخدا بهترین دوستِ.. فهمیدم رفتن همیشه ازروی نفرت نیست، هرکسی زبونش نرمِ دلش گرم نیست.. هرکی اخلاقش تنده جنسش سخت نیست.. هرکی میخنده بدون دردوغم نیست.. ظاهر دلیلی برباطن نیست.. فهمیدم کسی موظف به آروم کردنت نیست.. فهمیدم جنگ کردن باخیلیا اشتباه محضِ.. فهمیدم خیلی موقع ها خواسته هات حتی باگریه والتماس هم انجام نمیشه.. فهمیدم گاهی اوقات توو اوج شلوغی (تنهاترینی).. گاهی اوقات صمیمی ترین دوستت میشه غریبه ترین آدم.. گاهی اوقات باهمه وجودت کسیو دوست داری که اون نمیبینتت.. گاهی اوقات بایدرفت....باید دل کند....باید گذشت....باید رد شدو عوض شد😔