کی این بغض ها تبدیل به اشک میشن؟کی این سکوت ها تبدیل به فریاد میشن؟ کی این دلتنگی ها تبدیل به دیدار میشن؟؟؟ کی این فکرا از بین میرن؟کی دوباره اعتماد من باور من برمیگرده؟؟؟دوشب مونده به شب تولدم،همه چیو تموم کردم،خودت خواستی بخدا خودت خواستی.با رفتارات کارات همش بهم حس بی ارزش بودن دادی.نامرد.من که اول همه چی رفیقت بودم.من وا دادم،رفتم.تو چت شد تو چرا اسرار نکردی.تو چرا عین خیالت نبود.این آخریا همش گیجم میکردی.هم مطمئنم میکردی دوسم داری هم مطمئنم میکردی واست مهم نیستم.این همه ساااال یک شبه به باد رفت.میبنی؟یه نگاه بنداز به دوسال پیش.نه اصلا سه سال پیش.پنج سال پیش.نامرد ۷سال بهترین رفیق واسه همدیگه بودیم.هنوز یک ماه از جداییمون نمیگذره من اینقد از همه چی دلگیرم.بی معرفت..........