خوشگل خانوم دنبال این نباش بشینی واسه یکی حرف بزنی اونم بگه اخی اوخی باهات همدردی کنه به قول اون پسته تو اینستا میگه یه مشت فلفل همیشه دستت باشه تا هروقت خواستی با کسی درددل کنی بریزی تو دهنت. گلکم سنت طوریه روحیاتت لطیفه مث من سی رو که رد کنی پخته میشی میفهمی ادمای این روزا عوضی تر از این حرفان که بخای براشون حرف بزنی. جای این کارا که بشینی یه گوشه زانوی غم بغل بگیری محکم و قوی بودن رو تمرین کن. درد ما زنا اینه همش فک میکنیم یه شونه میخایم که روش گریه کنیم. قوی باش. تو اون شونه باش برای دیگران تا واست گریه کنن. و تو برای خودت به شادی بخند.... والللللا👍
پس ما چه جوری اروم بگیریم؟؟؟؟ مگه جز اون کسیو داریم؟؟؟؟
ن اون حواسش ب همه هست همه در گیرامتحانن... چند شب پیش بیمارستان بودم چ ادمای مختلفی بودن اونجا ... منم پر نداشته ها تنهایی بزرگم ... ولی خیلی جاها میگم خداهست و با سکوتش شاید داره برات خوشبختی میخره و روزی ک سکوتش پایان یافت اغاز خوشبختیت ... فقط میگم ازش نا امید نشید
ياد هارفتند و ماهم مي رويم ازياد تا ب كي ماند پر كاهي درخيال باد
ده ساله ک بودم ی بیماری داشتم نمیگم چی ولی روحی بود همش فکر ک ن مطمئن بودم میمیرم و روزبهد نمیبینم و ی حس زبونی نبود بچه بودم و معنی این حس هارو نمی فهمیدم بزرگ تر ک شدم همه چی برام حسرت بود دکتر نمی رفتم چون نمی تونستم راجبش با کسی حرف بزنم زبون توصیف نداشتم هر روز همینطور گذشت افسردگی نبود ولی شروع کردم ب دعا کردن هجده سالم ک شد ی روز دیدم من حسم زندگیه دیگ مرگ نمیاد .... بعده اون مشکل زیاد امد ولی من مطمین بودم اون نگاش بامنه چ بنده بدش چ خوبش باشم ولم نمی کنه و نکرد .... باید صداش کنی بادهن بسته باچشم با نفس .... خداهست تنها دلسوز و مهربون واقعیه تو خالق
ياد هارفتند و ماهم مي رويم ازياد تا ب كي ماند پر كاهي درخيال باد