بچه ها من خواب دیدم تفریحی باابجیم وشوهر داداشمم رفتیم تفریح کنار یک رود خونه رودخونه بجای اب توش خون بود بعد یواش،یواش تبدیل به اب شد بعد یه بنده خدایی که میشناختمش اومد طرفتم حس میکردم بادامادم همدستن باموهای پریشون وچشمای کبود من ازش ترسیدم فرار کردم داداشم بااون بنده خدا دنبالم کردن منم همش فرار میکردم اخرش گمم کردن خودمو تویه پارک پرازگل.های رز بارنگ های مختلف دیدم چنتاشو چیدم بعد انگار توشهر جشن بود یه عالمه کیک خوردم بعد دوباره وارد یه عروسی شدم ازخانواده عروس عکس دست جمعی گرفتم بهم گفتن توخوب عکس میگیری منم چنتا عکس ازشون گرفتم تعبیرش چیه😭😭😭