موقع خواب و بیداری از من دور میشه
سرم داد میزنه
بی احترامی میکنه
اولش منم جوابشو میدادم بعد گفتم بذار سیاست کنم شاید بهتر شه ولی بدرد نخورد خوب باشم بد باشم همینه
دیروز پیش خانوادش منو هل داد داخل خونمون
)خونمون داخل خونشونه)
باهام سر سنگینه
اصن یه وضعیه حس میکنم شوهرم روانیه
ی دقیقه میبینم خیلی خوبه
بعدش خیلی بد میشه
مثلا دیروز ظهر پیشم خوابیده بود و خیلی خوب و مهربون بود
بعد عصرش منو هل داد بعد الان ک خواست بخوابه تا حد ممکن ازم دوری کرد
چیکار کنم
اصن چرا اینجوری؟