خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
غم سنگین سِمجی تمام ذهنم و حتی حس میکنم خون و استخوانم را اشغال کرده است . و عمیقا نمیدانم چه غمی . اما حس میکنم ؛ غم جُدایی . نه جدایی من از یک خاک معلوم . نه جدایی من از تو . و نه جدایی تَن از تن . جدایی انسان از انسان . دوری انسان از خودش ،دوری دو انسان که در پشتِ میز کافهای نشستهاند🤍🖇
خدایا چرا امیدوارمون میکنی بعدش ازمون میگیریش...حتما یه حکمتی هس که ما مادر بشیم...وابسته اون نی نی بشیم...بعدش ازمون بگیره ش....خدایا راضی ام به رضای خودت...خدایا
غم سنگین سِمجی تمام ذهنم و حتی حس میکنم خون و استخوانم را اشغال کرده است . و عمیقا نمیدانم چه غمی . اما حس میکنم ؛ غم جُدایی . نه جدایی من از یک خاک معلوم . نه جدایی من از تو . و نه جدایی تَن از تن . جدایی انسان از انسان . دوری انسان از خودش ،دوری دو انسان که در پشتِ میز کافهای نشستهاند🤍🖇