ب زور از خدا نخواستمش،اتفاقا هربار خدا نشونه هاشو برام میفرستاد ک قسمت هم نیستیم ی جورایی داشت از دستش نجاتم میداد
ولی خدایا من ک هر بار بهت نیگفتم خوشبختش کن انقدر ک غمهاشو یادش بره،ولی وقتی برگشت و بانامردی رفت ،نه ،بسه دیگه دلرحم بودنم،کاش نمیذاشتی با این خانم ازدواجش سربگیره،کاش ذوقشو کور میکردی کاش نمیذاشتی لباس دامادی بپوشه،دخترروهم نجات میدادی،خوشبخت بشه عا ولی ن با این خانم
برا ازدواج با این خانم پاگذاشت رو دل من،روغرورمن
ناراحتیم از توه خدایا ک انگارن انگار دل ماهم شکسته