با شوهرم سر چیز میز مسخره بحثمون شد رفت تو بالکن منم رفتم در بالکن رو محکم بستم دسته ی در شیکست شوهرمم عصبی شد محکم نیشگونم گرفت دستم قرمز شد منم زدمش چنگش زدم الان هردومون قهریم رفته تو اتاق خوابیده چیکار کنم
دختر قشنگم پسر پهلونم مامان عاشقانه دوستون داره ای کاش همیشه بچه بودید آخه هرچی بزرگتر بشین فاصله ما از هم بیشتر میشه من خستگی الان به جون میخرم فقط این روزا زود تموم نشن همیشه برقرار باشین منتظر یه نی نی باشین به زودی 😍💋