من و دوست پسرم قصد ازدواج داشتیم ۴ سال با هم بودیم اما الان شرایط جوری شده که متوجه شدم به درد ایندم نمیخوره اما وقتی میخوام جدا بشم میگه خودکشی میکنم یکبارم اینکارو کرده قابلیتشو داره من میترسم اگ اتفاقی براش بیوفته خونوادش روزگارمو سیاه میکنن تروخدا کمکم کنید
کم کم ازش جدا شو کم محلی بکن نه زیاد بعد بیشتر و بیشتر زیاد صحبت نکن باهاش بگو ...
دقیقا همنیکارو کردم الان به جایی رسیدیم که خودشن خستست هر شب دعوا و قهر و ... تا پای جدایی میریم موقع خدافظی شروع میکنه از مرگ و خودکشی و ... این چیزا حرف میزنه که دست خودم نیست من بدون تو زنده نمیمونم ایندمو با تو تصور کردم میگم خب بیا حلش کنیم حل بشو ام نیست مشکلاتمون واقعااا دارم دیوونه میشم
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
چی بگم اخه اینو بگم میگن ما راضی میکنیم خونوادتو بهونه نسخ ه ایه واسه اونا
خب به خونواده خودت بگو به مامانت بگو این مشکل داره راضی نشن الان کوتاه بیای همچین مرد سستی پس فردا تو زندگی کوچک ترین چیزی بشه خودکشی میکنه بازم خونش میوفته گردن تو
اگه پاش وایسی دو نفر می میرن ، منظورم مرگ نیست خیلی هامون زنده ایم ولی زندگی نمیکنیم ، خودتو نجات بده دختر چن سال دیگه حتی یادت نمیاد چی بود و چی شد 😉🧡🤝