میخواستم بگم من و نامزدم چند روز پیش رفته بودیم برای ازمایش کرونا متصدی ازمایشگاه به من گفت اون پسره با شماست داداشتونه گفتم نه همسرمه گفت میخواستم اول اون و صداش کنم گفتم برم اون بیاد گفت نه من که کارم تموم شد همسرم رفت با خنده برگشت وقتی رفتیم چند روز بعدش جواب بگیریم بازم دیدیمش یه جوری دختترو نگاه کرد اونم همین طور بعدش سرش و انداخت پایین دختر همسرمم دید نگاه میکنم سرش و دزدید