من در جهالت پدر زاده شده ام.در کمبود محبت های مادر ،بزرگ شده ام در اوج بچگیم همسر شده ام در اوج تنهاییم مادر من انسانی تنها بی هدف وخسته از کم کاستیم اری هرچه میگذر تنهاترم دلیل ادامه زندگی را نمی دانم هرروز برغصه ام افزوده میشود من شکسته تر از روز قبلم انچه زندگی کردم غلط بوده وتاالان هست حتی خیانت های همسرم عاشق شدن شوهرم تقصیر من بوده او بی وقفه عشق میورزد به دیگری من خورد میشوم انقدر بچگیم تلخ بوده که حتی ارزوی برگشت به گذشته راهم ندارم هرروز به آسمان آبی بی کران خیره میشوم غصه هایم رابا خدا زمزمه میکنم هستی خدای من می بینی
مشهدم.رفیق مفیقم ندارم.البته اعتمادم ب کسی ندارم😐ولی دلم یه اکیپ باحال میخواد ک بریم بیرون
نه میگم برگررد..نه میگم اینجا خوبه بی تو..نه میگم ول کن..واسه من کل زندگیتو..نه میگم قلبم نمیتپه بی تو..میتپه اما خب یه چیز دیگه ای تو..من دلم تنگه واسه یه دلخوشیه کوچیک..واسه یه همسفره ساده ک باهاش جر بدم این جاده رو با موزیک
به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
من در جهالت پدر زاده شده ام.در کمبود محبت های مادر ،بزرگ شده ام در اوج بچگیم همسر شده ام در اوج تنهاییم مادر من انسانی تنها بی هدف وخسته از کم کاستیم اری هرچه میگذر تنهاترم دلیل ادامه زندگی را نمی دانم هرروز برغصه ام افزوده میشود من شکسته تر از روز قبلم انچه زندگی کردم غلط بوده وتاالان هست حتی خیانت های همسرم عاشق شدن شوهرم تقصیر من بوده او بی وقفه عشق میورزد به دیگری من خورد میشوم انقدر بچگیم تلخ بوده که حتی ارزوی برگشت به گذشته راهم ندارم هرروز به آسمان آبی بی کران خیره میشوم غصه هایم رابا خدا زمزمه میکنم هستی خدای من می بینی
من در جهالت پدر زاده شده ام.در کمبود محبت های مادر ،بزرگ شده ام در اوج بچگیم همسر شده ام در اوج تنهاییم مادر من انسانی تنها بی هدف وخسته از کم کاستیم اری هرچه میگذر تنهاترم دلیل ادامه زندگی را نمی دانم هرروز برغصه ام افزوده میشود من شکسته تر از روز قبلم انچه زندگی کردم غلط بوده وتاالان هست حتی خیانت های همسرم عاشق شدن شوهرم تقصیر من بوده او بی وقفه عشق میورزد به دیگری من خورد میشوم انقدر بچگیم تلخ بوده که حتی ارزوی برگشت به گذشته راهم ندارم هرروز به آسمان آبی بی کران خیره میشوم غصه هایم رابا خدا زمزمه میکنم هستی خدای من می بینی