باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂
✿●✿ازت مچـکرم دیوونه ی من از اینکه چشم به این دنیا گشودی✿●✿از اینکه پا تو زندگیم گذاشتی از اینکه پا به پام همیشہ بودی✿●✿ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم دادی دستاتو بگیرم✿●✿اجازه دادی با تو همنشین شم تو جون دادی به این احساس پیرم کسی جز تو تو قلبم جا نمیشه تو پای عشقو به قلبم کشیدی تونستی با بد و خوبم بسازی تو طعم سختیو با من چشیدی تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم از این ناراحتم کم با تو بودم باید زودتر تو رو پیدا می کردم از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم کسی هم اسم تو هر جا که باشه مث پروانه ها بی تاب میشم ازت مچــکرم دیوونه ی من ازت مچــکرم دیوونه ی من❤
سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی ونه از بهشت به رقص در آیی اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست سرت را بالا بگیر ولبخند بزن فهمیدن کار هر آدمی نیست