ظهر رفتیم خونه مامان بزرگ و خاله ام اونجا بود یه پسر خیلی شیطون داره 1 ساله 5 ماهشه بعد دیدیم یه چند دقیقه ای خبری از بچه نیست نگو رفته بود یه عالمه کرم ضد آفتاب خورده بود بعد الان شوهرش مامان بزرگم حتی مامان من همه خالمو سرزنش میکنن
رفته بود داخل اتاق یه گوشه گریه میکرد
خب بچه خیلی شلوغه
از صدای گذر آب چنان فهمیدم:تندتر از آب روان عمر گران میگذرد !زندگی را نفسی ست و ارزش غم خوردن نیست !آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست!
یا یه غلطی میکنه یا پی پی کرده تو شلوارش یه گوشه وایساده از پاچه هاش نریزه😂😂😂
ای جوووونم گوگولی های بامزه 😂😂😂😂😂😂
تیکری که مشاهده میکنید برای آزمون وکالتمه 😍😍. میشه برای قبولیم یه صلوات بفرستید خیلی آرزو دارم خانم وکیل شم .توجه توجه این کاریری توسط دو نفر استفاده میشه من و دوستم
متاسفانه تو فرهنگ ما اکثرا استاد سرزنش کردن هستن یا بعد اتفاق دانای کل میشن که اگر فلان میکردی اینجوری نمیشد اونقدر بدم میاد از این رفتار ، من خودمم بچه کوچیک دارم یه بار افتاد تازه قلت میزد هی خواهرم میگفت وای چرا بالش نذاشتی حالا خودش دو دقیقه پیش از پیشش اومده بود! الان حال خاله تو میفهمم طفلکو