در مورد مشکلم با خونوادم چندتا تاپیک زدم
مادرم هیچ رفتار درستی نداره
از موقعی که کرونا شد خونه عموم نرفتیم
منم چند بار به پدرم گفتم بابا بذار بریم میگه نه کروناس
امشب دیدم دارن اماده میشن
هیچی به ما نگفتن رفتم بهشون گفتم کجا میخواین برین داداشم گفت میریم خونه عمو حاجی
مامانم خواهر کوچیکمو صدا زده بهش گفته اماده شو بریم از عمد صداش زده که یعنی اونجا بگه ببینید من دخترم میخواد عروس شه
خواهر کوچیکم که عقد کرده گفت میای باهام من خجالت میکشم تنها برم گفتم اره
بعد رفتم بهشون گفتم مگه ما ادم نیستیم جزء این خونه نیستیم یا براتون کسر شأنه مامانم پرید گفت آره فقط فلانی(خواهر کوچیکم) رو میبریم
بعد لباسامو پوشیدم اومدم خونه بابابزرگم گفت کجا میرید گفتم میریم خونه بابابزرگم مزاحمتون نباشیم راحت باشید ولی روزگار میچرخه خدابزرگه
اومدم میخوام ابرو مامانمو ببرم دیگه صبرم تموم شد
با اینکه عمه هام از بدجنسی هاش خبر دارن
اما میخوام سبک بشم