از وقتی کرونا اومد اسیر شدیم توی خونه نه گردشی نه بازاری یادش بخیر می رفتم بازار ولخرجی هرماه پولی که پدرم به کارتم می ریخت سری می رفتم خرجش می کردم الان از بس اسیرشدم پس انداز می کنم طلا سکه میخرم یادش بخیر بابامو تهدید می کردم وقتی عصبی می شدم می گفتم شوهر می کنما میرما😂😂😂😂😂😃اخه تنها دختر توی خونم