سر شوهرم شکست خواهر برادراش پشتم حرف زدن که راحیل زد سر برادرمونو شکوند
در صورتی که اصلا این روحیه رو ندارم
خواهر شوهرم اول از شوهرم پرسید راستشو بگو واقعا سرتو زنت شکوند؟ شوهرم بهش گفت که اینطور نیست
ولی خواهرشوهرم فرداش میاد از من میپرسه که راستشو بگو تو سر برادرمو شکوندی منم وا رفتم و گفتم این چه حرفیه که میزنی اونم دید ناراحت شدم گفت شوخی کردم و رفت
حالا دو روزه با شوهر خودم سرسنگینم ازش ناراحتم که چرا همون اول با خواهرش طوری حرف نزد که دیگه خواهرش به خودش اجازه نده بیاد سرم سیاست کنه
بنظرت نباید با شوهرم سنگین میشدم؟