2821
2789
عنوان

ناگهانی

| مشاهده متن کامل بحث + 8700 بازدید | 100 پست

[QUOTE=192650688]میترسم بگم روش وا بشه خب تحت نظر بگیر ببین چیکارا میکنه....اینکارا عجیبن بخدا....ادم نرمال نمییکنه

حال من حال اسیریست که هنگام فرار.....               یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت.......

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

خوب  شاید از لباس زیر خوشش میاد تحریک میشه ولی رو مادرش نظر نداره تو یه کتاب خوندم انواع مریضی های جنسی هست یکیش علاقه مرد به لباس زیر کفش پاشنه بلند و ایناست ولی دلیل نمیشه شوهرتم یهه هرزه باشه چون الان 90 درصد مردا اینطورین

شوهرم کامل فاق شورتو باز کرده بود عکس گرفته بود رو پاش بکد شرته و کاملا باهاش آلتش چیز شده بود برانگ ...

ببین بعدا نمیتونی هیچ جوره درستش کنی....از اینور تکلیفتو مشخص کن...بهنظر من این شخص مشکل داره.. 

حال من حال اسیریست که هنگام فرار.....               یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت.......
خوب  شاید از لباس زیر خوشش میاد تحریک میشه ولی رو مادرش نظر نداره تو یه کتاب خوندم انواع مریضی ...

هرزه نیست ترس دارم فقط نکنه من نتونم باهاش بخابم و دوبارع بره سراغ لباسای مادرش از کشو مادرش عکس انداخته بود 

شایدم عکس و واسه کسی فرستاده....یکم دقیق شو تو کارش بببین چیکار کرده با عکسا....اصلا به چه درد میخورده که گرفته....اگه ام به قولی فوت فتیش داره چرا عکس از خودش گرفته ..   

حال من حال اسیریست که هنگام فرار.....               یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت.......
هرزه نیست ترس دارم فقط نکنه من نتونم باهاش بخابم و دوبارع بره سراغ لباسای مادرش از کشو مادرش عکس اند ...

من بودم بهم میزدم چون اومدیم و بعدا به مادر شما هم نظر پیداکرد، اصلا با این ترس و استرس نمیشه زندگی کرد، خیلی سخته، خداروشکرکن قبل عروسی فهمیدی، باکره ای؟ 

اگه بشر این اصل رو رعایت کنه قطعا دنیا جای قشنگ تری میشه:وقتی از اعماق وجودت احساس میکنی زندگیت رو نکبت فرا گرفته بچه دار نشو! 😒ظلمِ ظالم، جورِ صیاد، آشیانم داده بر باد... ای خدا، ای فلک، ای طبیعت... شام تاریکِ مارا سحر کن... 🤲😢😞😞😞مشغول قتل‌عام روزها هستم‌!💔ما دهه شصتیا تو زندگی ازهرچی میترسیدیم سرمون اومد، از هرچی نمیترسیدیم هم سرمون اومد، یه سری چیزای متفرقه هم بود اونا هم سرمون اومد، یه سری چیزا هم اصلا مربوط به ما نبود ولی سرمون اومد، یه چیزایی حتی وجود خارجی نداشت ولی اونا هم سرمون اومد، لامصب معلوم نیس کله ست یا میدان مغناطیسی😒😒😒 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاش من حسنی بودم و توی دِه شلمرود، تک و تنهابودم، و عین خیالمم نبود که نه قلقلی نه فلفلی نه مرغ زرد کاکلی هیچکس باهام رفیق نیست، و تنها دغدغه ام این بود که تنها روی سه پایه، بنشینم توی سایه☹️☹️ من به فکرِ خستگی های پَرِ پرنده هام، تو بزن تبر بزن... من به فکرِ غربتِ مسافرام، آخرین ضربه رو محکمتر بزن🍁🍃اون درختِ سربلندِ پُرغرور، که سرش داره به خورشید میرسه منم منم، اون درختِ تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم، من صدای سبزِ خاکِ سُربی ام، صدایی که خنجرش رو به خداست، صدایی که توی بُهتِ شبِ دشت، نعره ای نیست ولی اوجِ یک صداست🌳🍃🍃سنگ است که میزند به سینه هرکس فقط برای خود😔 بیزارم از این خلقِ دورنگ و از ناکسان و هرکسی😒
اونم حل میشه وقتی از نظر جنسی توسط همسرش ساپورت بشه، الان تو دوران خام جوونیه

بگم چیزی بهش یا نه ولی روش وا میشههه از طرفیم میترسممم بخدا از اون روز رفتیم بالاشتمون که قدم بزنیم لباس زیر مادرم پان بود زود قایم کردم گفتم نبینه همچین ترسی 

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز