منم یاد یە خاطرەای افتادم بگم این وسطا
یە مدتی بە شوهرم مشکوک شدە بودم یە شب نیومد خونە گفت باید برم سر کار و اینا ساعت ۴ صبح دیدم آنلاینە منم بهش زنگ زددیدم درحال مکالمەس خیلی مشکوک شدم فرداش اومد خونە شمارەرو برداشتم و بهش زنگ زدم چند بار جواب نداد چند بارم رد تماس آخر سر برداشت دیدم مردە خواستم بپیچونم گفت ببخشید همراە آقای احمدی گفت بللللللللە
دیگە ریدە بودم موندم چی بگم نگو دوست شوهرمە فامیلشم احمدیە