2777
2789
چشم گلم

چشمم فدای چشمی که اقا رو زیارت کرده. قدم رو چشمم میذاری.. رو چشم یه دل شکسته

توی قنوت نمازتون دعای سلامتی حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف (دعای اللهم کن لولیک...) رو بخونید. خدایا من اعمال مستحبی ام رو به نیابت از تمام این دل شیفتگان حضرت انجام میدم. 
خیلی خوبه خیییلی،چهره شونم دیدید؟؟انشاالله اگر حاجتی داشتید روا میشه

بله عزیز دل دیدم  همچنین انشاالله زیارت آقا امیر المومنین نصیبتون بشه

  میشه یه صلوات برام بفرستید ؟  مرسی عزیزان

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بله عزیز دل دیدم  همچنین انشاالله زیارت آقا امیر المومنین نصیبتون بشه

الاهی عزیزم الاااهی،ی حاجت خیلی خیلی بزرگ دارم مادی و دنیوی نیست میشه برام دعا کنید😭😭😭

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده❤️
الاهی عزیزم الاااهی،ی حاجت خیلی خیلی بزرگ دارم مادی و دنیوی نیست میشه برام دعا کنید😭😭😭

برات آیت الکرسی میخونم عزیزم انشاالله به حق امام علی علیه السلام حاجتتون برآورده بشه

  میشه یه صلوات برام بفرستید ؟  مرسی عزیزان
انشاالله حاجت روا بشی میشه خوابتو تعریف کنی

زنده باشی عزیزم

میدونی من یه بار بیشتر نرفتم پابوس آقا. همون یه بارم بقیه خانوادم که میرفتن بازار من میرفتم توی حرم مینشستم. اصلا یه هوای عجیبی داشت برام. عاشقش بودم. چند سال بعد یه بار تلویزیون صحن‌و نشون داد که خادما داشتن فرشارو برا نماز پهن میکردن. یاد اون روزا افتادم. به معنای واقعی دلم پرکشید. حسرت خوردم که چرا توی حرم نیستم. شبش خواب دیدم. 

خواب دیدم توی صحن اصلی سرپا وایسادم. اطرافم مردم سرگرم کار خودشون بودن. رو به گنبد طلا ایستاده بودم. یهو یه آقای سفید پوش از جلوم رد شد. از این لباسای سفید و بلند اعراب پوشیده بود. توی خوابم میدونستم باید برم دنبالش. از در سمت خانما رفت داخل. به خانما اصلا نمیخورد. راه براش باز میشد. انقد رفت تا رسید به ضریح. وقتی رسید به ضریح غیب شد. منم جایی که بودم وایسادم. نرفتم کنار ضریح. از ضریح یه صدای بم و بلندی اومد که ازم پرسید چه حاجتی داری؟ نمیتونستم حرف بزنم. مثل این بود که یکی گلومو گرفته. تلاش میکردم چیزی بگم ولی اصلا نمیتونستم. حاجت هم زیاد داشتم. ولی همه برا این دنیا بود. داداشم خونه دار بشه. خودم ازدواج موفقی داشته باشم. بابام وضع مالیش بهتر بشه. ولی نمیتونستم هیچی بگم. صدا هم مرتب اصرار داشت حاجتتو بگو. یهو توی ذهنم اومد دوست دارم عاقبت به خیر بشم. تا این اومد توی ذهنم گلوم باز شد. بلند گفتم عاقبت بخیر بشم. 

بعدش از خواب بیدار شدم. برا مامانم که تعریف کردم گفت بهترین حاجتو خواستی. 

زنده باشی عزیزم میدونی من یه بار بیشتر نرفتم پابوس آقا. همون یه بارم بقیه خانوادم که میرفتن بازار م ...

قربونت برم گلم انشاالله که عاقبت بخیر بشی و هر حاجتی داری برآورده بشه

  میشه یه صلوات برام بفرستید ؟  مرسی عزیزان

من خواب حضرت عباس و دیدم حضرت زهرا ولی شاید توهم باشن اخه مشرف شدن به دیدنشون برا من واقعا قابل باور نیست

خدایا ‌‌. من در کلبه فقیرانه خود؛🏠 چیزی دارم ؛ که تو در عرش کبیرایت نداری🌾منچون تویی دارم!📿 و تو چون خودی نداری!:)🌼
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   khamoooooosh  |  9 ساعت پیش