2777
2789
عنوان

خاطره عروسیم

176 بازدید | 14 پست

خاطره عروسی من این بود..روز عروسی رفتم آرایشگاه نگم براتون چی شد.. آرایشگرم خواهرجاریم بود رفتم زیردستش اول موهامودرس کردبع آرایش صورتم برام اینه نذاشته بودن خودموببینم..نوبت چسبوندن.مژه مصنوعی هام رسیدکلی چسب ریخت رومژه هام 😪بعدچسبوندارایشم تموم شدتک تنهااومدم خونه مادرشوهرم لباسم لباس عروس نبودلباس مجلسی بودبه انتخاب زنداداشم جاریم😒خواستین عکسشومیزارم خلاصه خواهرام منودیدن گفتن چقدرزشت شدی خواهربزرگم اومدلباسوتنم کردبین اونهمه زن به دستام کرم پودرزداصن یه وضعی.😥 مادرشوهرم زورش اومدکولرروشن کنه جاموتنگ من شرشرعرق ریختم موقع نهارم کسی برام غذانیوردخودم رفتم پیش خانوادم خوردم..تابعد ظهرمردم زنده شدم بعدظهرشدلباس کردی تنم کردم رفتیم باغ مادرشوهرجلوفامیلامون دادمیزدمیگف عجب عروسی گرفتم توخوابشم نمیدید😒😔خواستین روزپاتختیمم میگم براتون حالاشمابگید

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خیلی حرصم اومد چرا خودت انتخاب نکردی

..اول و آخر فقط همسرت برات میمونه پس قدرشو بدون و از لحظه های که باهاشی لذت ببر ...بهترین و زیباترین رفیق دنیا @نفس_اقام دوست دارم😘😁
من خریدعروسمم جاریموزنداداشم کردن مادرشوهرنیومدمامانمم بهش برخوردنیومد

خب که چی؟ چرا میزاشتی اونا خریدتو بکنن؟

بیا رَه توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم، ببینیم آسمانِ هرکجا آیا همین رنگ است...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز