سلام دوستان،شوهرم خیلی بهم ابراز عشق میکرد از همون اول ازدواج و خانوادش هم خیلی هوامو داشتن،مثلا اینکه سفرهای مختلف میرفتیم با پدرو مادرش و موقع بارداریم کلی برام میوه و تنقلاتو اینجورچیزا میخریدن و شوهرمم نگم دیگه خیلی ابراز عشق میکرد،بهترین و گرون قیمت ترین لباسا،گل سفر خرید ،تولدای رمانتیک و همه چی،
این باعث شده بود که اطرافیانم بخصوص زن داداشام و خانواده خاله م و حتا خواهر برادرام نسبت بمن حسودی کنن،
خلاصه موقع زایمانم به دلایلی که یکیش دخالت ها و کارشکنی های مادرشوهرم بود میانه ی منو خانوادم و شوهرم و خانوادش به شدت شکراب شد و از تمام دعواهای ریزو درشت زندگیم و همه چی متاسفانه تمام فامیل اعم از همونایی که گفتم از این اختلافات متوجه شدن و خب کلی هم تودلشون خوشحال شدن،
خیلی ناراحتم...کاش اینطور نمیشد،خیلی افسوس میخورم که دشمنام خوشحال شدن...
چیکار کنم دلم آروم شه...کسی بوده ازین اتفاقا برا زندگیش بیافته؟