چند روزی بود با نامزدم (عقد کرده) سر قضیه ای که مادرشم توش دخالت داشت(تو تاپیک قبلی گفتم) باهاش سر سنگین بودم. امشب میگفت که نمیخواد ناراحت ببینه منو و فلان میخواست از دلم دربیاره و میگفت دوسم داره و فلان منم به شوخی برگشتم گفتم دوست داشتنی رو دوست میدارن دیگه😌 یهو دیدم نامزدم اشکاشو پاک میکنه 😐یعنی من هنگ کردم...به نظرتون چرا یهو گریش گرفته ؟؟نصفه شبی ذهنمو مشغول کرده😐🙄