دختردختر عمم ۶ سال با خواستگارش درارتباط بوده دوسال بهش قول ازدواج داده بود ولی پدرو مادر پسره راضی نمیشدن بیان خواستگاری چون تک پسر بود ماه پیش پسره خودش تنها اومد خواستگاری بدون پدر و مادرش دختر عمم شماره مادر پسره رو از پسره میگیره و بهش زنگ میزنه ک بیاین خواستگاری دخترمم من دختر شماهم نباشین به پسرت میدم فقط سر عقد باشین مادر پسره هم نفرین میکنه دختر عمم و دخترشو پسره دوباره یکماه غیبش میزنه بعد یک ماه دوباره میاد پسره به دختر دختر عمم میگه مهریت ۵ سکه باید باشه بایدتو واحد مامانم اینا زندگی کنی وکارهای خونه مامانمم انجام بدی و چادری بشی و من به خونوادم پول میدم خرج زندگیشون با منه و به خواهرمم پول میدم با وجود این ک ازدواج کردن دختر عمم قبول میکنه و مجبور میکنه دخترش هم قبول کنه الان دخترش به من زنگ زده گریه میکنه تینا من میترسم بااین پسر ازدواج کنم چون شرطاش عجیبه بااین ک دوسش دارم ولی میترسم موندم چی بهش بگم نمیدونم چطور بهش بگم خواستگارش خوب نیس نشونشو پس بده مامانم میگ بیخیال بگی حسادت میکنن ولی دلم براش خیلی میسوزه
روزهای خیلی خیلی سختی میگذرونم لطفا یک صلوات مهمونم کنید تا زندگیم درست بشه ممنون❤
مَرا هزار امید هست و هیچکدومِش ديگه تو نیستی😎 دید هرکسی به دنیا متفاوته و همین تفاوت دیدگاه ها زندگی و صحبت ها رو جذاب میکنه، پس نگاه هیچکس به زندگی غلط نیست، چون ما هنوز از خیلی اتفاقایی که تو این دنیا رخ میده خبر نداریم😉😊
دقیقا منم مطمئنم مشکلی داره دختر عمم مجبور میکنه دخترشو ک با همین ازدواج کنه با وجود این ک ۶ سال باهاش بوده امشب اینقد گریه کرد دلم سوخت میهواستم بگم مورد خوبی نبس ولی ترسیدم
روزهای خیلی خیلی سختی میگذرونم لطفا یک صلوات مهمونم کنید تا زندگیم درست بشه ممنون❤
میترسم ناراحت بشه ۳ سال از من بزرگتره ولی مث خواهرمه پا به پاش منم گریه کردم چون زندگیم نابود شده نمیخوام هیچ کس حتی دشمنم یه ذره از ناراحتی های منو تجربه کنه چ برسه به این ک مث خواهریم
روزهای خیلی خیلی سختی میگذرونم لطفا یک صلوات مهمونم کنید تا زندگیم درست بشه ممنون❤