بماند به درودیوارمیزدتاشوهرکنه حتی میخواست باشوهرقبلیش برگرده اونم ازدواج کرده
خلاصه الان دوباره ازدواج کرده بایه پسری ک وضعیتش زیرصفره
مشگل اینجاس ازبس مامانم گلگیشو کرده ازش بد بردم
الان بشدت شده عزیزمامانم وچپ وراست پیش خواهربزرگم میگه النگوهاشودیدحسودیش اومدیاهی میگه میخوادبچه داربشه بایه لحنی به من یعنی من حسودیم میشه یا اینکه چن روزپیش دخترخواهرم تماس تصویری گرفت به مامانم خواهرم گفته بود باهام حرف نمیزده یجوری گفت انگارازحسودی حرف نمیزدم